سخن بگو بامن


مرهم زخم هايم كنج لبان توست !
بوسه نمى خواهم !
سخن بگو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آهای با توام
فکر نکن تو دنیا تنهایی.فکر کن که یه تنها هست که تو براش یه دنیایی.


مرهم زخم هايم كنج لبان توست !
بوسه نمى خواهم !
سخن بگو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آهای با توام

مامانم ازم پرسید دیشب با موهای خیس خوابیدی ؟!
بالشتت نم داشت !
دلم نیومد بهش بگم !
مکثی کردم
و . . . .
گفتم آره !!!!!!!!!!!!!

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است
زیباترین خطاب “مادر جان” است
“مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق
واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید
روزت مبارک مادر . .

بعضی وقتا باید یَقه ی احساستو بگیری ؛ بزنی تـو گوشش
بـا تمـام قدرت سرش داد بزنی ؛ بگی خفه شو دیگه بسه !
تـا الان هر چی کشیدم . . . . هر چقدر سوختم . . . .
به خـاطــر تــو بــوده !

این روزها نوازنده ی خوبی شده ام
دلم شور میزند
چشمم تار
من بی تو شعر خواهم نوشت!!!!!!!!
تو بی من چه خواهی کرد؟!
اصلا یادت هست که نیستم.........!!!!!!!!!!!!!!
از ان چه رنج می برم زندگی نیست!
زندگانند..........
این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانیست
که رختهای دلتنگیم را مجالی برای خشک شدن نیست.
چشم هایم را به بیمارستان می برم
نمیدانم چه مرگشان شده !!!!!!!!!!!!!!!!؟؟
هرشب در خواب ، جایشان را خیس میکنند
خدا جون جونیم
خدای مهربونم
دلم گرفته کمکمممممممممممممممم کن
خیلی دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم

خدایا سرده این پایین ازاون بالا اگه میشه نگاه کن
یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها کن
خدایا سرده این دستام ازاون بالا خودت ببین میلرزه
مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه
تمومش کن دیگه بسه شدم از زندگی خسته
یه زخمی دارم از دردش میسوزم ومیخوام میخوام بمیرم
یه زخمی دارم از دردش هنوزم که هنوزه من میسوزم
خدایا من دارم میام یه کم با من مداراکن
شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه منم یه گوشه جاکن
میدونم گرمه آغوشت اگه میخوای منم یه گوشه جاکن
دیگه از دنیا بریدم دلامون خیلی گرفته
تو کجایی که ببینی همه جا رو غم گرفته
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام به همه ی دوست جونیای خودم
سال جدید رو پیشاپشی به همتون تبریک میگم
و
واسه همه دوستای گلم
آرزوی خوشبختی وتندرستی وسلامتی روازخدا میخوام
انشالله به همتون خوششششششششششششششش بگذره
قربونه همتون بشم
بووووووووسسسسسسسسسسسسسسسس
گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر میشود
که میخواهم تا سقف آسمان پروازکنم
و رویش دراز بکشم آرام وآسوده
مثل ماهی حوضمان
که چند روزیست روی آب است
می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم
دیدم خودخواهی دیدم نمی تونم
تحمل میکنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد وخوشبختی
به شرطی بشنوم دنیات آرومه
که دوسش داری واز چشمات معلومه
یکی اونجاست شبیه من یه دیونه
که بیشتر ازخودم قدرتو میدونه
چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم
تو میخندی چه شیرینه گذشتن
تازه میفهمم تازه میفهمم
تورو میخوام تموم زندگیم اینه
دارم میرم ته دیونگیم اینه
نمیرسه به تو حتی صدای من
تو خوشبختی همین بسه برای من
چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم